مهم ترین!امتحان رانندگی را پاس کردممممممممممممم!و نمی دانید چه باری از روی دوش و دل و جان و روحم برداشته شد، انگار این لعنتی سدی بود که نمی گذاشت زندگی روال عادی اش را بگذراند، البته که من آدم جوشی و
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
در زمانی که در بامیان کار می کردم، بنا به وظیفه سازمانی که داشتیم باید هر ماه بر اساس تقویم کاری به شهرستان های دور و نزدیک سر می زدیم، پرسشنامه هایمان را پر می کردیم، تحقیق میدانی می کردیم و برمی گشت
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
نمی دانم از چه بگویم و از کجا شروع کنم، پنج ماه وقفه در نوشتن و پنج ماه اتفاق و برو بیا کم نیست که بتوان شرح روز به روزش را طی یک پست داد، اما می توان گزارش وار ازش گفت.یک. عمل پسر واقعا تغییرات عظمای
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
اتفاقات زندگی ما گاهی حسابی روی دور تند می افتد، زندگی ما که می گویم منظور خانواده و خاستگاه نخستینم است، اتفاقات زندگی شخصی خودم سیر خیلی طبیعی و منظمی دارد، اما از آن طرف خانواده ام در ایران که تشکی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
از آخرین نوشته ام دو ماهی می گذرد، در این دو ماه هم طبق روال بقیه ماهها، زندگی جریان داشته است، گاهی با خود فکر می کنم چرا در این جریان زندگی من همیشه اینقدر سختگیر و کمال گرا هستم، چرا وقتی چیزی خارج
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
نگاه عارفانه که به این داستان بیندازیم، نتیجه های الهی خیلی خوب و والایی بدنبال می آورد، اینکه مادر، در دید یک انسان چند ماهه، یعنی کسی که همه چیزش درست است، کسی که به تجربه بهش ثابت کرده که همیشه دوس
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
زندگی با تمام ابعادش در جریان است، بعد از پروسه استقلال و از شیر گرفتن، پسرک یه عمل کوچک داشت که انجام شد، باید بچه ام را که با پتوی نازکی بشکل قنداق پیچ با پشت روی تخت دراز کشیده بود را بغل می کردم و
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی
برچسب:
نویسنده: نوید شریعتی